سیر تحول مطبوعات اورمیه از اولین مطبوعه تا به حال

منتشرشده در اجتماعی چهارشنبه, 27 شهریور 1392 ساعت 14:01
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

«مهردادتبریزی»

مقدمه :

با شکل گیری جوامع مدرن و گسترش زندگی شهری ، نیاز انسان به پی‌ریزی و شکل‌دهی ارتباطات ، بیش از پیش عیان گردید. در این راستا «مطبوعات» جزو ساختارهای بسیار ضروری جوامع مدرن مطرح شد. از سویی، ترویج فرهنگ از طریق ارتباطات نیز به وسیله‌ای نیاز داشت که «مطبوعات»  پس از «کتاب» می توانست تا حد زیادی این نقش را ایفا نماید.

کارشناسان علوم ارتباطات و محققین علم روزنامه‌نگاری ، مطبوعات را این گونه تعریف کرده‌اند: « عبارت از نشریاتی که بطور منظم و با نام ثابت و تاریخ و شماره ردیف در زمینه‌های گوناگون و در کاغذهای ارزان قیمت چاپ و در سطح منطقه‌ای خاص منتشر شده و هدفشان برقراری ارتباط با مردم در خصوص مسائل روز و گوناگون باشد».

«نشریات محلی» در این میان جایگاه خاص و مهمی دارند. این نوع از نشریات، بدلیل کارکرد ویژه در حوزه مسائل بومی ، یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری رفتارها و پدیده‌های اجتماعی مناطق بشمار می‌روند . شاید به این خاطر بتوان اذعان کرد که تلاش برای ایضاح اطلاعات ، آمار و مسائل اساسی مربوط به مطبوعات ، می تواند ما را در شناخت واقعی‌تر از وضعیت یک جامعه کمک نماید. مطبوعات محلی به علت انعکاس رویدادها،اخبار و نیازهای منطقه ای که در آن منتشر می‌شوند،جایگاه ویژه و بهتری نسبت به روزنامه‌های سراسری دارند.نشریات محلی با انتشار جزئیات بیشتر و بهتر رویدادهای محل،معمولا در نزد مردم،مورد اعتمادتر از مطبوعات ملی می‌باشند.

در حالی که در غرب ، «ارتباطات» ، «ترویج فرهنگ» و «تبلیغ کالاهای تجاری» از عوامل اصلی آغاز داستان مطبوعات به شمار می روند، در شرق ، عواملی چون تقلید از غرب و ستایش شاهان و تبلیغ اقدامات دستگاه های حکومتی را می توان باعث شکل گیری مطبوعات دانست.

مورخین علم رونامه نگاری ، روزنامه «ریلیشن» (Relation) [به معنی ارتباط] که درخرداد 984 شمسی (ژوئن سال 1605 میلادی) درآلمان منتشر شد را مبداء تولد نشریات محلی ـ که غیر حکومتی بوده ـ می دانند. اما «روزنامه» درشرق، دویست سال پس از غرب پدید آمد که در آغازین سالها، همواره تقلیدی از غرب بوده است.

داستان مطبوعات و روزنامه نگاری در ایران ، بدنبال سفر «میرزا صالح شیرازی» به انگلستان آغاز شد. وی بدنبال یادگیری فنون چاپ و رونامه نگاری در فرنگ و پس از بازگشت به کشورش ،در سال 1216 شمسی (1253قمری) اولین روزنامه ایران را که بی نام بود و بعداً به «کاغذ اخبار» مشهور گردید، راه اندازی کرد . این اولین و آخرین روزنامه دوران محمدشاه قاجار بود. اما پس از آغاز دوره ناصری ، این «اورمیه» بود که کار انتشار روزنامه درایران را پی گرفت.

مقاله حاضر سعی دارد سیر تحول مطبوعات در اورمیه ، از آغاز تا کنون را با روش تاریخی بررسی نماید.

روش:

نگارنده در این مقاله سعی نموده در برگیری فاصله زمانی از ابتدای پیدایش مطبوعات دراورمیه تاکنون ـ که 162 سال می شود ـ را، حتی‌المقدور با حداکثر بهره‌گیری از منابع موجود حفظ نماید. علیرغم تلاشی که برای گردآوری و پردازش اطلاعات لازم و کافی در زمینه تاریخ مطبوعات اورمیه صورت گرفت، به لحاظ کمبود منابع مستند و متقن ،توفیق شگرفی در این خصوص حاصل نگردید.اما کنکاش در لابلای صفحات کتب نادری که در زمینه تاریخ مطبوعات و روزنامه نگاری ایران درمنطقه مان نوشته شده، اطلاعات و شاید یافته های جدیدی را آشکار ساخت. هر چند به نظر نگارنده ، صفحات تاریخ غنی مطبوعات اورمیه ،زیر غبار فراموشی درکنج خانه ها نهان ،و برگهای کثیری نیز متاسفانه در گیرودار حوادث اجتماعی ، سیاسی و نظامی از بین رفته‌اند . از سویی به جرات می توان ادعا کرد که تاکنون تحقیق کامل و همه جانبه‌ای در زمینه مطبوعات استان آذربایجان‌غربی ـ بخصوص شهرستان اورمیه ـ انجام نشده است .شاید دلایل آن را بتوان در کمبود منابع ، پراکندگی و غیر قابل دسترس بودن آثار قدیمی نشریات ، عدم همکاری سازمانها و نهادهای ذیربط ، بار مالی تحقیق و.... خلاصه نمود.

مقاله حاضر ، حاصل تحقیقات پراکنده و پی گیر نگارنده می باشد که در طی 18سال فعالیت مطبوعاتی خود ، همواره در پی زدودن غبار فراموشی از تاریخ غنی این شهر می باشد. نشریات معاصرـ که دسترسی به آنها راحت‌تر می باشد ـ ، کتب انگشت‌شماری که درخصوص تاریخ و سرگذشت مطبوعات ایران‌زمین نوشته شده اند، بولتن‌ها ، فهرست‌ها و راهنماهای گوناگونی که توسط برخی سازمانهای اطلاعاتی ، فرهنگی و پژوهشی کشور نشر شده و همچنین استفاده از نظرات و یادداشت های صاحب نظران ، اساتید و روزنامه‌نگاران پیشکسوت در این استان ، همگی باعث و بانی پدید آورندگی این تحقیق می باشند.

در پیوست این مقاله ، حتی المقدور سعی گردیده مشخصات کامل (شامل نام نشریه، تاریخ آغاز انتشار ، نام صاحب امتیاز ، نام مدیرمسئول ، زمینه ، ترتیب انتشار، زبان و تاریخ خاتمه انتشار) 65 نشریه که از آغاز تاکنون دراین شهر چاپ و نشر یافته اند ، ذکر گردد. فهرستی که به نوبه خود شاید کامل ترین و تنهاترین مجموعه اختصاصی تاریخ مطبوعات این شهر بوده و می تواند مورد استفاده و استناد محققان ، دانشجویان ، تحلیل‌گران  وعلاقمندان به تاریخ مطبوعات اورمیه قرار گیرد. تمامی تاریخ های استفاده شده در این مقاله که از منابع مختلف اخذ گردیده و اکثراً به میلادی یا قمری بوده اند، توسط نرم افزارهای معتبر ،به تاریخ شمسی برگردانده شده اند . با توجه به رشد کمی و کیفی نشریات امروزی و با تاسی از جمله «گذشته،چراغ راه آینده است» دست نیاز به سوی تمامی صاحب نظران و محققین روزنامه نگاری و همچنین علاقمندان به تاریخ و فرهنگ این شهر تاریخی و فرهنگی گشوده ، انتظار دارد در هر چه بیشتر روشنتر نمودن زوایای پنهان تاریخ غنی اورمیه ، همدیگر را یاری نماییم.

 

 

بدنه:

شهر تاریخی «اورمیه» بعنوان دروازه اصلی ورودی شرق به غرب و بالعکس ، قدمتی 4 هزار ساله دارد و شاید به این خاطر است که عناوین بسیاری از « اولین » های مطبوعات ایران، از آن ِ این شهر گردیده است . عناوین « نخستین نشریه آشوری زبان » و « اولین نشریه آموزشی آشوری زبان » در جهان، از آن این شهر ایرانی و تاریخی می باشد . عنوانهای « نخستین نشریه غیر فارسی » ، « اولین نشریه شهرستانی یا محلی» ، « نخستین نشریه مذهبی » ، « اولین نشریه ای که با حروف سربی چاپ شد» و «نخستین نشریه ادواری» در گستره ایران زمین ، همگی متعلق به شهر « اورمیه » می باشند.

اگربخواهیم سرآغاز تاریخ مطبوعات این شهر را پیدا کنیم بایستی 162سال به عقب برگردیم . آن موقع شهری مثل «اورمیه» که از تنوع قومیتی و فرهنگی بالایی برخوردار بود ، هرگز نمی توانست نظر مبلغین مذهبی خارجی را به خود جلب ننماید. درست بر این اساس بود که دکتر «جاستین پرکینز » (Justin Perkins) از ایالت ماساچوست آمریکا پس از انتخابش بعنوان نماینده کلیسای آشوری شرق در شمال غرب ایران ، در سال 1212 شمسی (1833 میلادی) به ایران آمد. وی دو سال بعد ( یعنی در سال 1214 شمسی مطابق با 1835 میلادی ) از طریق تبریز وارد اورمیه شد و  بلافاصله کار تبلیغ آئین پروتستان در یک کلیسای آشوری در شرق این شهر را آغاز کرد.

این مبلغ پروتستانی ، اقداماتی را در این شهر انجام داد که به گواه تاریخ ، سرآغاز بسیاری از « اولین » ها در منطقه ، ایران و حتی خاورمیانه می باشد . «پرکنیز با تاسیس یک مدرسه 4 کلاسه پسران ، اولین مدرسه تحصیلی مدرن در آسیای مرکزی را بنا نهاد. وی بعدها اقدام به تاسیس مدارس دخترانه و پسرانه در روستاهای اطراف نیز نمود و حتی مدارسی را نیز برای مسلمانان راه اندازی کرد».(1)

تاسیس مرکز بهداشت ، بیمارستان ، کتابخانه ، چاپخانه و کالج پزشکی ، از جمله اقدامات دیگری می باشند که توسط گروه پرکنیز در این شهر انجام گردیدند.

آغاز بکار دستگاه چاپ در اورمیه

اورمیه چهارمین شهر ایران می باشد که صاحب چاپخانه شده است. 173 سال پیش اولین چاپخانه در این شهر افتتاح و چرخهای آن بلافاصله با چاپ «تقویم 1257 منجم باشی ارومی» و «قطعات دعا به زبان سریانی» شروع به حرکت نمود. آمریکاییها گرچه از ابتدای ورود به این شهر قصد تاسیس یک چاپخانه را داشتند ، اما سرانجام درسال 1219 شمسی (1840 میلادی ) موفق شدند دستگاه چاپ را در این شهر راه اندازی کنند.

« هما ناطق» درکتاب «ایران در راه یابی فرهنگی» می نویسد: «نخستین ماشین چاپ را دو نفر بنامهای « آلبرت هالیدی» و «استاکینگ» از «بوستون» آمریکا خریداری و در سال 1216 شمسی (1837 میلادی) راه ایران را پیش گرفتند. اما به [بندر] «ترابزون» [ترکیه] که رسیدند نتوانستند آن دستگاه سنگین را از راههای کوهستانی و خراب بگذرانند. به استانبول بازگشتند و دستگاه را به مدارس ارمنی فروختند . نوبت به «بریث» چاپچی رسید. او دستگاهی فراهم کرد که بتواند تا سواحل اورمیه برساند . قطعات یدکی را جداگانه بسته بندی کرد و تا ارومیه کشاند در اینجا دوباره سوار کردند...». (2)

پرکینز در اولین سال سکونت خود [در اورمیه] در خاطراتش مینویسد :«میسیون ما به چاپخانه احتیاج دارد و بهترین محل برای این کار ارومیه است.ایرانیها به ماشین چاپ آشنا هستند و می دانند چگونه از آن استفاده کنند.بنابراین ترسی وجود ندارد که روزی اهالی مسلمان این شهر با تاسیس چنین چاپخانه ای مخالفت کنند».(3)

پس از آغاز بکار چاپخانه در اورمیه ، پرکینز اینگونه به خاطرات خود اضافه می کند : « ... چاپخانه در اینجا مثل شیر است.اهالی هر روز به دیدن آن می آیند.مسیحی های نستوری خیلی خوشحال هستند و مسلمانان [ارومیه] خیلی از آن استقبال می کنند.اهالی مسلمان اینجا از ما سوال میکنند آیا ما کتابهای فارسی هم چاپ خواهیم کرد یا نه؟ البته در حال حاضر حروف فارسی در دسترس ما نیست ... محمد میرزا یکی از منشی های محلی اینجا با برادرش در چاپخانه ما کار می کنند.این دو نفر خیلی علاقه دارند فن چاپ را یاد بگیرند و باعث خیلی مسرت است که اهالی مسلمان اینجا همدوش مسیحیان و بی مخالفت و مقاومت با هم کار می کنند». (4)

دستگاه چاپ گروه «پرکینز» در اورمیه به سرپرستی «بریث» چاپچی، از نوع «سربی یا حروفی» بود و این امر باعث گردیده بود تا اولین چاپخانه این شهر یکقدم پیشتر از سایر شهرهای ایران باشد.البته دستگاه چاپ یاد شده فقط دارای حروف انگلیسی ، سریانی و عربی بود. آن موقع فقط چاپ سنگی رواج داشت و این نوع از چاپ، بيش از 50 سال یگانه روش چاپ در ايران بوده و تا اواخر دوره قاجار ، هر چه در ايران چاپ مي شد، به روش چاپ سنگي بوده است. البته هشت سال قبل از ورود چاپ سنگي به ايران ،چاپ سربي نيز در این کشور راه اندازي شده بود، ولي به علت هزينه و زحمت زياد آن ، پس از ورود چاپ سنگي ، كنار گذاشته شد و بعدها در اواخر دوره قاجار دوباره حروف سربي و استفاده از آن رايج گرديد.

«چاپ سنگی» یا «لیتوگرافی» نوعی چاپمسطح بود که در آن از سنگ آهكاستفاده می‌شده‌است؛ بدین ترتیب که نوشته یا تصویر را به روی سنگمنتقل می‌کردند و با استفاده از روش‌های شیمیایی آن را برجسته می‌نمودند و سپس این تصویر بارها روی کاغذچاپ می‌شده‌است. این نوع چاپبا استفاده از روش مختلط فیزیکیو شیمیایی بر اساس دفع متقابل آبو چربیاختراع شد و متداولترين روش چاپ پیش از چاپ سربیو اختراع ماشین چاپ بوده است كه امكان تيراژ بالا را ميسر مى ساخته است.

البته این روش چاپ بعلت مزیاتی که داشت  مورد اقبال ایرانیان قرار گرفته بود : هزینه کم و سهولت کار ، کمی اشتباه هنگام چاپ ، نیاز نداشتن به ابزار و لوازم خارجی و بالاخره استفاده از هنر خوشنویسی و تذهیب در این نوع چاپ باعث رواج آن در کشور شده بود.اما در اواخر دوره قاجاریه صاحبان چاپخانه ها با وقوف بر اهمیت زمان در کار چاپ ، میل به کار با ماشینهای چاپ سربی یافته و با پیشرفت صنعت چاپ ، بتدریج روش سنگی کمرنگ تر شد.

چاپ سربي نیز روش نسبتا ساده اي بود : كاغذ روي صفحه اي متشكل از حروف برجسته سربي و آغشته به مركب فشرده مي شد و بر اثر فشار، حروف بر صفحه كاغذ نقش مي بست. حروفچيني روزنامه نيز نخست به صورت دستي انجام مي گرفت.

نشریات اورمیه در آغاز حیات خود ، همگی در یگانه چاپخانه شهر ـ که متعلق به آمریکاییها بود ـ و در دستگاه چاپ سربی ، به زیور چاپ آراسته شده اند. 

 

اولین نشریه اورمیه ؛ اولین نشریه شهرستانی ایران

انتشار نشریه ای با نام « زاهر یرادی باهرا» به معنای « اشعه روشنایی» که در روز دهم آبان ماه 1228 شمسی (اول نوامبر 1849میلادی) به زیر چاپ رفت، مبداء تاریخ مطبوعات اورمیه قلمداد می شود.

این نشریه از سال دوم سلطنت ناصرالدین شاه و تا زمان پادشاهی احمدشاه قاجار ، به مدت 69 سال منتشر شد و هم اکنون می توان ادعا کرد که پس از روزنامه های اطلاعات و کیهان امروزی ، طولانی ترین و مداوم ترین نشریه ایران به حساب می آید.

«زاهر یرادی باهرا» در عین حال ، منظم ترین نشریه ای بوده که هر ماه بطورمتوالی و گاهاً به صورت دو شماره در یک ماه منتشر شده و بیش از 800 شماره از آن تاکنون مشاهده شده است.

«البته این نشریه سه بار به محاق توقیف رفت. یکبار به دستور « عسگرخان سرتیپ» حاکم اورمیه ، بار دوم در سال 1893 میلادی ( 1272 شمسی) بعلت ناملعومی توقیف گردید که پس از اطلاع ناصرالدین شاه حکم انتشار مجدد آن صادر و در بار سوم نیز به علت اشغال ارومیه توسط قوای عثمانی به مدت 7 ماه امکان نشر نیافت».(5)

مطالب منتشره در این نشریه شامل مذهب ، تاریخ ، جغرافیا ، اجتماعی ، علمی و حتی آگهی های تجاری و دولتی بوده است. در بالای لوگوی « زاهر یرادی باهر» شعاری بدین مضمون چاپ می شد: «آگاه باشید این نامه ای [روزنامه ای] است جهت آشنایی با خلقت های خداوندی ، فرهنگ ، علم، اخبار و رویدادها که در شهر اورمیه و در اول هر ماه توسط میسیونرهای آمریکایی طبع و نشر می گردد».

در اولین شماره این نشریه به مطالبی چون فواید مدرسه ، عبادت به درگاه خداوند، نامه واصله ، دروغ کار را خراب می کند، برای مردن خود را آماده سازید، اخبار و اتفاقات ، مطالبی درباره علم نجوم ، چیستان ، مقدار خواب و عجایب علم هیات بر می خوریم.

دکتر پرکنیز به کمک دانشمندان آشوری ، برای زبان محاوره ای ، خط جدیدی به وجود آورد که در مقایسه با زبان « سریانی » بسیار سهل و آسان بوده و مطالب روزنامه با همین خط اختراعی جدید به چاپ می رسید.(6)

 از دیگر خصوصیات جالب این روزنامه ، چاپ اعلامیه های مهم دولتی بود. این اعلامیه ها تا حدودی مربوط به شهر اورمیه و اقلیت آشوری و مسیحیان این شهر می شد . اعلامیه های مذکور عینا به زبان فارسی به چاپ می رسید.(7)

اولین نشریه اورمیه در 8 تا 12 صفحه و در ابعاد 17×5/20 ، 5/21 × 32 و 25×5/33 در دو یا سه ستون و با تیراژ 200 تا 800 نسخه چاپ و منتشر می شده است.

47 سال بعد از انتشار «زاهر یرادی باهرا» جمعیت کاتولیک فرانسویان در اورمیه ، در تقابل با عقاید و آراء پروتستانها ، نشریه ای بنام «کالالات شرارا» (به معنی صدای حقیقت) تاسیس کردند.

گرچه نسخه ای از این نشریه در کتابخانه های معتبر موجود نمی باشد اما هما ناطق با استناد به اطلاعات مندرج در کتاب « کارنامه فرهنگی در ایران» می نویسد: «در سال 1874 [میلادی مطابق با 1253 شمسی] « پادری کلوزل» رییس هیئت « لازاریست ها « در بازگشت از فرانسه چاپخانه نوینی با خود به ارومیه آورد . . .

این چاپخانه بارها از سوی رقبای آمریکایی و یا به تحریک آنان به آتش کشیده شد . . .روزنامه ای هم به زبان سریانی و به نام ندای حقیقت (Cala Dehran) انتشار دادند. اما این نشریه هرگز به پای «پرتو خورشید» روزنامه پر آوازه هیات آمریکایی نرسید که سراسر بیروت و عراق و سوریه را می پوشاند و خواهان و خواننده بسیار داشت». (8)

شمال غرب ایران در دوران زمامداری ناصرالدین شاه بعلت ضعف حکومت مرکزی ، محل تاخت و تاز میسیونرهای مذهبی شده و نمایندگان مذهبی ، سیاسی ، نظامی و حتی اقتصادی دول بیگانه از هر فرصتی برای تامین منافع خود دراین منطقه بهره می جستند.

بر سر این موضوع در بین مبلغین مذهب های مختلف ، حتی رقابت های شدیدی نیز درجریان بود. «در سال های پایانی حکومت ناصرالدین شاه درارومیه یک روزنامه ارمنی زبان منتشر می شد که از نام و نشان آن بی خبریم . همین قدر می دانیم که وابسته به « لوتریان» بود و کاتولیک ها از شاه ، منع انتشارش را می خواستند، بدان عذر که مطالب توهین آمیز درباره آئین کاتولیک منتشر می کرد. فرمان منع چندان نپایید زیرا چند ماهی نکشید که روزنامه از نو زیر چاپ رفت . این بار سفیر فرانسه از امین السلطان قول گرفت که اگر یکبار دیگر شکایتی از لازاریست ها برسد ، آن وزیر برای همیشه از نشر آن روزنامه جلوگیری کند».(9)

پس از نشریات «زاهر یرادی باهرا» و «کالالات شرارا» که اولی متعلق به پروتستان و دومی نیز کاتولیک بود،  نشریه دیگری به نام «ارومی اورتودوکسانا» از سوی هیئت روحانیون مذهب اورتودوکس در ارومیه چاپ و منتشر شد . مرحوم دهخدا در « تاریخ جریده نگاری در ایران » در خصوص این نشریه نوشته: « بزبان کلدانی به سال 1907 میلادی در ارومیه نشر شده است» .

اولین نشریات منتشره در اورمیه هرچند رنگ و بوی تبلیغی داشته و متعلق به اقلیت های دینی و مذهبی بودند ، اما ورود فعالین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شهر همچون میرزا حبیب آقازاده ، حاج میرزا ابراهیم افشار و محمود غنی زاده ، قالب و محتوایی جدید در روح مطبوعات این شهر دمید.

 

 

 

دوران قاجار؛ آغاز حیات مطبوعات

تاریخ مطبوعات ایران ، اولین روزنامه خود را در سال 1281 شمسی و در دوران زمامداری محمد شاه قاجار بصورت بی نام ـ که بعدها به کاغذ اخبار مشهور شد ـ تجربه کرده است.یکسال پس از بر تخت نشستن ناصرالدین شاه قاجار بود که روزنامه «زاهر یرادی باهرا» در اورمیه به زیور طبع آراسته شد.بدنبال آن نشریه «کالالات شرارا» به مدیرمسئولی کشیش داوود و درست قبل از آغاز سلطنت مظفرالدین شاه (سال 1275 شمسی) پا به عرصه حیات نهاد. مدارک و مستندات تاریخی نشان می دهند تا پایان سلسله قاجاریه ، 10 نشریه در اورمیه منتشر می شد که اگر این تعداد را با نسبت جمعیت ، میزان با سوادی ، امکانات چاپ و سطح درآمد مردم در آن زمان مقایسه کنیم ، براهمیت توجه به انتشار مطبوعات در این شهر پی می بریم.(10)

نشریات «ارومی اورتودوکسانا» و «کخوا» نیز در دوران حکومت مظفرالدین شاه آغاز به انتشار نمودند. در دوران کوتاه زمامداری محمدعلی شاه نیز نشریه «فریاد» به جمع نشریات اورمیه پیوست.اما با نزدیک شدن به سالهای پایانی سلسله قاجار که توام بود با مبارزات آزادیخواهی روشنفکران بر علیه استبداد حکومتی،تعداد نشریات منتشره نیز فزونی یافت.بطوریکه در دوران سلطنت احمد شاه (بین سالهای 1288 تا 1304 شمسی) پنج نشریه دیگر به نامهای «فروردین»،«اتفاق»،«کرد»،«کردستان» و «طلیعه صبح» به جمع نشریات شهر اضافه شدند.

 

فریاد؛ سرآغاز مطبوعات آزادیخواهی

نشریه «فریاد» را شاید بتوان اولین روزنامه هفتگی اورمیه قلمداد نمود که توسط اهالی بومی منطقه و برای اکثریت مردم منتشر گردید . این نشریه که پس از امضای فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه آغاز به کار کرد ، توسط شخصی بنام « میرزا حبیب آقازاده » بنیان گذاشته شد.

«وی در علوم ادبی فارسی و عربی مقام بلندی یافت [داشت] ، در عین اینکه از ارباب قلم بود در سیاست نیز سری پر شور داشت و با قلم نیرومند خود ، از مشروطه حمایت می کرد و از طرفداران سر سخت آن بود».(11)

در تذکره بزرگان و سخن سرایان آذربایجان غربی آمده است : «آقازاده درسال  1328 هجری قمری (     1289شمسی) با کمک عده ای از روشنفکران وقت ارومی (اهل ارومیه) از قبیل میرزا محمود غنی زاده ، محمود اشرف زاده ، صادق الملک و موید زاده ، هیاتی بنام «نشر معارف» تشکیل داد و در همین اوان بود که مدیریت داخلی روزنامه « فریاد» را به عهده گرفت».

اولین شماره نشریه «فریاد» در تاریخ یکم اسفند 1285 شمسی به مدیریت «میرزا حبیب اله خان آقازاده» و سردبیری «میرزا محمود خان غنی زاده سلماسی» به دو زبان ترکی و فارسی منتشر شد.این نشریه روزهای شنبه و در 4 صفحه و در قطع 32×20 و در چاپخانه آمریکایی چاپ و روزهای یکشنبه نیز توزیع می شد.

«فریاد که حامی ترقی و استقلال ملت بود ، به دلیل مشی ضد استبدادی ،همواره از سوی حاکمان و مرتجعین مورد تضییع قرار می گرفت ، بطوری که فقط 23 شماره از آن منتشر شد.علت اصلی تولد نشریه «فریاد» درارومیه را شاید بتوان در مشی مشروطه خواهی و ترقی طلبی مدیر آن (یعنی میرزا حبیب اله آقازاده) دانست . اما نفوذ در لایه های میانی و زیرین جامعه بوسیله رسانه ای با نام روزنامه که از سوی عوام به هدیه غرب و اجنبی تعبیر می شد ، کار آسانی نبود. طوری که در شماره دوم فریاد نوشته شد: « وقت توزیع شماره اول فریاد ، پاره ای از آقایان شهر ، در گرفتن آن اکراه فرموده و بعضی را هم چون تا حال روزنامه ندیده اند ، حیرت دست داده و ترسیده ، عقب کشیده بودند» روزنامه فریاد پس از چندی به مدت یک هفته توقیف شد . علت این توقیف را روزنامه حبل المتین تهران اینگونه نوشت: « روز چهارشنبه 24 ربیع الثانی جمعی از معاریف در انجمن ارومی حاضر شده، در ضمن مذاکرات لازمی ، طبع و نشر جریده فریاد را هم لازم ندیدند و حکم فرموده بودند که بعدها منتشر نشود . بعضی ها گفته بودند که اصولاَ روزنامه ، موافق شریعت غُرای احمدی نیست . . .  جمعی رای داده بودند که نیک و بد ارومیه چرا باید انتشار یافته و در سایر بلاد ، اسرار ناگفتنی اشتهار یابد . . . مختصراَ با این قبیل ملاحظات متینه ، قرار به توقیف «فریاد» داده و بالصراحه به ناظم اداره گفته بودند که طبع و نشر« فریاد» را موقوف دارید. بعد از دو سه روز سوال و جواب رسمی میان اداره فریاد و انجمن ایالتی ، به همت اولیا و پافشاری و تعرضات  معارف پرورانه بزرگان، نامه فریاد از محاق بیرون آمد».(12)

نویسندگان نشریه فریاد جملگی از آزادیخواهان و ترقی طلبان شهر بودند. اما متاسفانه پس از ورود قوای روسیه به اورمیه ، اداره روزنامه فریاد تارومار گردید. صادق الملک رییس معارف بدار آویخته شد. محمد غزنوی و محمود اشراف زاده به اروپا رفتند و آقازاده نیز به کنسولگری عثمانی پناهنده شد . وی پس از چندی به کمک حاکم وقت ،به تهران عزیمت و خدمات مطبوعاتی و ملی خود را از آنجا پی گرفت . آقازاده پس از مدتی به ارومیه بازگشت و نشریه دیگری را بنام « فروردین» منتشر کرد.

میرزا حبیب اله خان بعداً عضو کمیته مرکزی دمکراتهای تبریز شد و در سال 1307 شمسی از طرف اهالی این شهر نماینده مجلس موسسان شد و درآنجا نیز روزنامه ای با نام « شاهین» منتشر نمود . محمد علی تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان در توضیح نشریه شاهین می نویسد: « کثیرالانتشارترین روزنامه آذربایجان بوده است. شماره 445 سال نهم آن درتاریخ پنج شنبه پانزدهم اردیبهشت 1317 شمسی انتشار یافته است».

فروردین؛ اولین نشریه حزبی،فکاهی و ترکی

اواخر سال 1289 شمسی حزب دموکرات با وقوف بر نقش حساس مطبوعات ، از وجود نویسندگان و اندیشمندان آگاه و ترقی خواه استفاده و روزنامه های مختلفی را در اقصی نقاط کشور بنیان نهاد. این نشریه در اورمیه «فروردین» نام گرفت، که ارگان فرقه دموکرات (سوسیال) به شمار می رفت. این روزنامه که اولین و تنها مطبوعه فکاهی شهر ارومیه می باشد ، تنها به زبان ترکی چاپ می شد و صرفاً به مظالم روسها در ایران (بخصوص آذربایجان) می پرداخت. اسناد تاریخی نشان می دهند که فقط 28 شماره از«فروردین» منتشر گردیده است. سردبیری این نشریه را «محمود اشرف زاده» برعهده داشت. وی، زاده تبریز و کارمند گمرک اورمیه بود. به زبانهای فرانسه و روسی مسلط و تبحر خاصی در چاپ مطالب سیاسی داشت . شاید به این خاطر بود که میرزا حبیب اله آقازاده ، سردبیری «فروردین» را به او واگذار نموده بود.اشرف زاده روزی ، نامه ای سرگشاده به محمدعلی میرزا و نیکولا امپراتور روسیه نوشته و آن را در نشریه خود به چاپ رسانید.فردای آن روز (بیست و نهم آذر ماه) سالداتهای روسی وی را دستگیر و پس از بازپرسی و شکنجه ، خواستار انکار نوشتن نامه از سوی او و طلب آمرزش از روسها شدند. «گفته می شود سردبیر فروردین در سرمای زمستان در زیر چوب و شلاق ، تا زبانش یارایی می کرد به صدای بلند فریاد میزد یاشاسین ایران یاشاسین مشروطه.این پایداری به حدی در حاضرین اثر کرد که زنهای تماشاچی بنای گریه گذاشتند و یک صاحب منصب روسی که کلاه اشرف زاده را نگاه میداشت ، جمله مختصری به روسی نوشت و در آستر کلاه او گذاشت و آن این بود : تبریک می گویم تو را ای بهادر ایران» (13)

 

عصر پهلوی؛

در طی دوران حکومت پهلوی ها در ایران،12 نشریه در اورمیه منتشر شده است.3 نشریه علمی نیز توسط دانشگاه اورمیه و بصورت داخلی منتشر می گردید که در بخش مجزای دیگری به آن خواهیم پرداخت.

نشریات «رضائیه» به مدیرمسئولی «محمدحسن امیر نظمی افشار» (ملقب به امیر تومان)،«باقیات صالحات» به مدیرمسئولی «ولی حقیر» و «قلم مبارز» به مدیرمسئولی «منصور اسلامی» در زمان زمامداری رضا شاه منتشر گردیدند که نشریه رضائیه در میان آنان سابقه انتشار طولانی تری دارد.این نشریه که از روز چهاردهم اسفند 1309 شمسی انتشارش آغاز شد،روشی خبری،ادبی و علمی داشته است.بنا به عقیده محمد صدر هاشمی،روزنامه رضائیه پس از انتشار،چندی تعطیل شد و مجددا در سال 1312 شمسی پا به دایره انتشار گذاشت و دو مرتبه تعطیل گردید. «تعداد کم نشریات و عدم اقبال روشنفکران به انتشار مطبوعات ، نشان دهنده استبداد و خفقان حاکم از رژیم رضاخانی بوده که امکان عرضه تفکری را نمی داد...برخی از نشریات دوران مشروطه نیز که در اورمیه در حال انتشار بودند،در این دوره یکی پس از دیگری در کام استبداد فرورفتند و از انتشار بازماندند».(14)

در زمان محمدرضا پهلوی بر تعداد نشریات منتشره در اورمیه افزوده شد.بطوریکه در فاصله بین شهریور 1320 تا اسفند 1357 شمسی تعداد 12 نشریه دیگر به جمع نشریات این شهر اضافه گردید.

«میهن پرست» به مدیرمسئولی «عباسقلی خسروی افشار» وابسته به جمعیت میهن پرستان رضائیه و «کیوان» به مدیرمسئولی «ربیع انصاری» بین سالهای 1322 و 1323 شمسی انتشار خود را در اورمیه آغاز نمودند. ربیع انصاری که اهل اصفهان و از اعضای حزب آزادی (وابسته به حزب توده) بود،پس از بیست سال فعالیت ادبی به اورمیه مهاجرت و دست به انتشار نشریه «کیوان» زد.وی در جریان ناآرامی های آذربایجان (بین سالهای 1324 و 1325) به اصفهان بازگشت و انتشار روزنامه اش را از آنجا پی گرفت.دو سال بعد مجدداً به اورمیه برگشت و انتشار کیوان را از سر گرفت.شهربانی رضائیه (اورمیه) در تلگراف شماره 567 خطاب به شهربانی کل کشور ، گزارشی از یک تجمع سیاسی در میدان سپه اورمیه در تاریخ 24/9/1323 درج نموده که در آن به حضور ربیع انصاری مدیر روزنامه کیوان در جمع اعضای حزب آزادی اشاره گردیده است.

در جریان برپایی حکومت خودمختار آذربایجان به رهبری سیدجعفر پیشه وری در سالهای 1324 و 1325 شمسی ، نشریه ای بنام «ارومیه» به صاحب امتیازی فرقه دمکرات آذربایجان پا به عرصه حیات نهاد.این روزنامه یکشنبه و چهارشنبه هر هفته در زمینه خبری و سیاسی منتشر می شد.پس از یورش ارتش به آدربایجان و انحلال فرقه دمکرات در سال 1325 شمسی ، انتشار این نشریه نیز متوقف گردید.

در سال 1329 شمسی «حیدر نخجوانی» نشریه ای بنام «پیام رضائیه» تاسیس نمود که تا به امروز بیشترین شماره منتشره در بین نشریات اورمیه را به خود اختصاص داده است.«این نشریه که از سال 1329 انتشار خود را آغاز کرده بود حدوداً تا 1400 شماره با تفویض مدیرمسئولی از سوی صاحب امتیاز به کاظم نخجوانی منتشر شد.این نشریه با روش اجتماعی،سیاسی و خبری با یک شماره در هفته و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مدتی با نام «پیام ارومیه» به انتشار خود ادامه داد».(15) 

«ایران پاینده» به مدیرمسئولی «حسین زینالپور» در سال 1329 شمسی و «آذربایجان غربی» به مدیرمسئولی «خیراله آجری» در سال 1330 شمسی نیز به جمع نشریات اورمیه اضافه شدند. سالهای 1329 و 1330 شمسی را باید زمان اوج انتشار روزنامه در اورمیه قلمداد نمود.چرا که در این دو سال 5 نشریه انتشار خود را از این شهر آغاز نمودند.

«علی اکبر معتمد گرجی» ملقب به معتمدالدوله  در سال 1330 شمسی امتیاز نشریه ای به نام «صدای رضائیه» را اخذ و «کاظم نخجوانی» را به عنوان مدیرمسئول آن انتخاب نمود.این روزنامه که خط مشی خود را ناشر افکار مردم رضائیه (اورمیه) می دانست،بصورت هفته نامه و در زمینه خبری منتشر می گردید.

نشریه «الفاظ» را شاید بتوان به عنوان آخرین مطبوعه دوران محمدرضا پهلوی در اورمیه برشمرد.این روزنامه که از سال 1338 شمسی به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «عباس لفظی» انتشار خود را آغاز نمود،هفتگی یکبار چاپ می شد.

 

نشریات داخلی ؛ ورود سازمانها و ادارات به عرصه مطبوعات

دانشکده کشاورزی و دامپروری دانشگاه اورمیه در سال 1349 شمسی با انتشار «مجله علمی دانشگاه ارومیه» به عنوان اولین نهاد دولتی پا به عرصه مطبوعات این شهر نهاد.این مجله که در زمینه علمی،تحقیقی و با زبانهای فارسی و انگلیسی منتشر می شد ترتیب انتشار خاصی نداشت و بصورت گاهنامه چاپ می گردید.

این دانشگاه پس از اندکی اقدام به انتشار مجله دیگری بنام «مجله علمی و تحقیقی» به مدیرمسئولی «جعفر کاظم پور» نمود. سال 1353 شمسی نشریه دیگری بنام «نشریه علمی دانشجو» به جمع نشریات دانشگاه اورمیه اضافه گردید که زمینه علمی،کشاورزی،دامداری و پژوهشی داشت و هر دو ماه یکبار به مدیرمسئولی «بهرام طوسی» منتشر می شد.

پس از انقلاب اسلامی و از سال 1364 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ،مجله ای بنام «اصحاب انقلاب» منتشر نمود که هر دو ماه یکبار و با زبانهای فارسی ، کردی و در زمینه فرهنگی،مذهبی چاپ می گردید.روابط عمومی دانشگاه اورمیه نیز از سال 1366 کار چاپ «نشریه خبری دانشگاه ارومیه» را به مدیرمسئولی سرپرست روابط عمومی و در زمینه خبری،علمی،فرهنگی بصورت ماهنامه آغاز نمود.

دانشگاه علوم پزشکی اورمیه نیز از سال 1369 وارد جرگه مطبوعات شهر گردید.این دانشگاه «مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه» را با مدیرمسئولی جلال عباس زاده و بصورت فصلنامه و به دو زبان فارسی و انگلیسی به زیور طبع آراست.

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی فصلنامه ای بنام «فرهنگ آذربایجان غربی» را از سال 1375 منتشر ساخت که زمینه ای پژوهشی،تحلیلی داشت.مدیر مسئولی این نشریه بر عهده مدیرکل وقت (حجت الاسلام محمدباقر سپهری) بود.

با احساس نیاز دستگاهها و سازمانهای دولتی و نیمه دولتی ،گرایش به انتشار نشریه توسط آنان رشد فزاینده ای یافت.بین سالهای 1375 تا 1385 تعداد 10 نشریه از سوی این نهادها چاپ و منتشر گردید.اما با تغییر رویکرد دستگاهها و مدیران ، نشریات یادشده گاهاً بصورت نامنظم منتشر و برخی نیز بکلی تعطیل شده اند. 

روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اورمیه از سال 1377 ماهنامه ای بنام «همکاری» منتشر می کند که تا بحال توانسته به حیات خود ادامه دهد.اداره کل دامپزشکی آذربایجان غربی نیز از سال 1379 کار انتشار نشریه «ساغلیق» (به معنای تندرستی) را بصورت فصلنامه و به زبانهای فارسی و ترکی آغاز نمود.این نشریه چندی است منتشر نمی‌شود.درست در همین سال ،دانشکده کشاورزی دانشگاه اورمیه نیز چاپ «مجله پژوهش در علوم کشاورزی» را به مدیرمسئولی مهدی تاجبخش آغاز کرد.ترتیب انتشار این مجله سالی دوبار می باشد.

اتاق بازرگانی و صنایع و معادن آذربایجان غربی نیز از سال 1380 با انتخاب «نریمان آردی» بعنوان مدیرمسئول نشریه «پیام اتاق ارومیه» به جمع ناشرین مطبوعات شهر پیوست.این مجله بصورت ماهنامه و به زبانهای فارسی و انگلیسی منتشر می شود.

«نگاه آذر» نشریه دیگری است که از سوی کمیسیون امور بانوان استانداری آذربایجان غربی و به مدیرمسئولی فریبا بشیری مجوز انتشار گرفت و از سال 1380 انتشار خود را آغاز نمود.انتشار این نشریه فعلا متوقف گردیده است.

کانون بازنشستگان آموزش و پرورش آذربایجان غربی از سال 1381 نشریه ای بنام «ره آورد خدمت» را به مدیرمسئولی پرویز صابرمنش، بصورت فصلنامه منتشر می‌نمود که با وفات مدیرمسئول آن فعلا از گردونه انتشار بازمانده است.«مجله پرستاری و مامایی ارومیه» نیز به صاحب امتیازی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اورمیه و مدیرمسئولی حمیده محدثی از سال 1382 کار انتشار خود را آغاز نموده است.این مجله در زمینه پزشکی و پیراپزشکی بصورت فصلنامه به چاپ می رسد.

شرکت مخابرات آذربایجان غربی از سال 1385 نشریه «پیام مخابرات» را بصورت ماهنامه زیر چاپ برده است.دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اورمیه هم اکنون مجله ای بنام «فصلنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی» به مدیرمسئولی میرمحمد سیدعباس زاده منتشر می کند که اولین شماره آن در سال 1387 چاپ شده است.زمینه این فصلنامه،فرهنگی و ادبی می باشد.

 

نشریات کردی

در سالهایی که گروههای تجزیه طلب کرد مثل حزب دموکرات کردستان ، بعلت ضعف حکومت مرکزی بدنبال برپایی غائله هایی در جهت رسیدن به اهداف خود بودند(1290 تا 1309 شمسی) ،«اسماعیل سیمیتقو»(شخصی که به رهبری وی کشتار وسیعی علیه مردم اورمیه صورت گرفت) با کمک «عبدالرزاق بدرخان» یک نشریه هفتگی بنام «کردستان» را با روش سیاسی منتشر نمود.این نشریه که در سال 1291 شمسی منتشر می شد ، بدنبال کشته شدن سیمیتقو و متلاشی شدن گروهک وی ، در کام خاموشی فرو رفت.اما 9 سال بعد ، یک نشریه دیگر بنام «کرد» به مدیرمسئولی محمد ترجانی (در برخی منابع نام وی قدیمی نوشته شده) و با روش سیاسی خبری به زیر چاپ رفت.مدیر مسئول این نشریه به غیر از زبانهای کردی و ترکی ، زبان فارسی را نیز به جمع زبانهای نشریه اضافه کرده بود تا طیف وسیع تری از مخاطبین اورمیه ای را جذب نماید اما این نشریه نیز به دلیل مشی تفرقه افکنانه خود توفیق چندانی نیافت و به محاق تعطیلی کشیده شد. از سال 1364 شمسی یک فصل نامه فرهنگی ادبی بنام «سروه» انتشار خود را از اورمیه آغاز و بعنوان تنها نشریه کردی تاکنون توانسته است به حیات خود ادامه دهد.

 

انقلاب اسلامی ؛ آغاز شکوفایی کمی و کیفی نشریات

در سالهای آغازین پس از انقلاب اسلامی ، به علت وقوع برخی ناآرامی‌ها در منطقه و جنگ 8 ساله عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ، رغبت چندانی به انتشار نشریه در استان آذربایجان‌غربی ـ بخصوص اورمیه ـ وجود نداشت. اولین نشریه‌ای که پس از انقلاب در اورمیه زیر چاپ رفت ، هفته نامه «مام» به مدیرمسئولی جعفر کاظم‌پور بود. این نشریه که در سال 1359 آغاز به انتشار نمود، زمینه‌ای سیاسی ، مذهبی ، ادبی و اجتماعی داشت.

شهر اورمیه در دهه شصت شاهد آغاز به انتشار 5 نشریه بود که دو تای آنها توسط دانشگاههای ارومیه و علوم پزشکی ، یکی توسط سپاه پاسداران و یکی نیز توسط یک موسسه انتشاراتی پا به عرصه حیات نهادند که شرح آنها در بخشهای دیگر مقاله آمده است.

«فجر ارومیه» به صاحب امتیازی جمال رواجی و مدیرمسئولی ابراهیم عباسی در سال 1364 بصورت هفتگی آغاز بکار نمود.زبان این نشریه فارسی و زمینه آن نیز فرهنگی اجتماعی بود.

در آغازین سال دهه هفتاد شمسی دو نشریه دیگر به جمع نشریات اورمیه اضافه شدند: «میثاق» و «امانت».صاحب امتیاز هفته‌نامه میثاق هاشم دین‌پرست صالحی و مدیرمسئول آن نیز ابراهیم عباسی بود.این نشریه پس از نزدیک به دو سال فعالیت،به علت آنچه که مشکلات مالی عنوان گردید،از گردونه انتشار بازماند.

اما نشریه «امانت» که تقریبا به طور همزمان با میثاق تاسیس شده بود در میان نشریات منتشره موجود،قدمتی بیش از بقیه دارد.عبدالصمد اسلامی صاحب امتیاز و مدیرمسئول این هفته‌نامه در سالهای پایانی دهه هفتاد،مدیرمسئولی آن را به شخص دیگری واگذار کرد.

پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات،روند صدور مجوز به متقاضیان انتشار مطبوعات ،شدت و سرعت بیشتری به خود گرفت.نشریات «فردای ما»،«نویدآذربایجان»،«صدای ارومیه»،«کوشا» و «اولدوز» همگی در نیمه دوم دهه هفتاد متولد شدند. در میان نشریات یاد شده،هفته‌نامه صدای ارومیه که در ابتدا با نام «قانون» منتشر می‌شد،به خاطر توهین به مقدسات در سال 1385 از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز گردید. نشریه «نویدآذربایجان» نیز در سال 1384 به اتهام تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی از سوی همین هیئت توقیف و به دادگاه مطبوعات ارجاع شد.اما هیئت منصفه و دادگاه،اتهامات وارده را وارد ندانسته و این نشریه را تبرئه نمودند.این نشریه به مدیرمسئولی مهران تبریزی اولین مطبوعه اورمیه می‌باشد که بطور همزمان در تهران و شمالغرب ایران و هفتگی دو شماره منتشر می‌گردید.

«چی‌چست»،«امروزآذربایجان»،«دعوت»،«سطراول»،«صبحآذربایجان»،«آرازآذربایجان»،«اندیشه فرهنگی»،«برآیند»،«رحمت» و «مجله دندانپزشکی» همگی در دهه هشتاد از اورمیه انتشار خود را آغاز نمودند.نشریه «امروز آذربایجان» پس از چاپ چند شماره ،به علت عدم انتشار از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شد.انتشار نشریه برآیند نیز بدلایل نامعلومی متوقف شده است.

مطبوعات اورمیه اکثرا هفته‌نامه و در گستره آذربایجان‌غربی توزیع می‌شوند.در سالهای اخیر برخی از نشریات سایر شهرستانهای آذربایجان‌غربی مکان خود را به اورمیه منتقل نموده اند. نشریات «یاشایش» و «آوای صبح» از میاندوآب،«منطق» و «آوای آذربایجان» از سلماس،«صدای آشنا» از مهاباد و «آغری» از ماکو با تغییر دفتر خود،به اورمیه نقل مکان کرده‌اند.

در طی 33 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد 39 نشریه از اورمیه مجوز انتشار گرفته و شروع به فعالیت نموده‌اند که از میان آنها فقط 27 نشریه توانسته‌اند به انتشار خود تا زمان حال ادامه دهند.قریب به نیمی از 27 نشریه اخیر نیز بطور نامنظم منتشر می‌شوند. با پیشرفت دستگاههای چاپ و لیتوگرافی ،زمان چاپ نشریات به حداقل خود رسیده و مطبوعات حال حاضر نیز طی 10 سال گذشته تایپ و صفحه‌آرایی خود را از قالب دستی و لیات‌بندی به محیط دیجیتال انتقال داده‌اند. طی سالهای اخیر بر تعدد زبانهای موجود در مطبوعات اورمیه افزوده شده و پس از زبان فارسی،زبان ترکی نیز در اکثر نشریات چاپ اورمیه به کار می‌رود.سه نشریه نیز گاها در ویژه‌نامه‌های شهرستانی به زبان کردی مطالبی به چاپ می‌رسانند. عمده مشکلات روزنامه‌های اورمیه کمبود نیروهای متخصص،مشکلات مالی و ... می باشد که با افزایش تعداد نشریات نیز افزونتر می‌گردد.

 

نتیجه‌گیری :

162 سال پیش درحالی که بسیاری از نقاط کشورمان از داشتن روزنامه و حتی چاپخانه محروم بودند و مردم هنوز با چیزی بنام «طبع و نشر» آشنا نبودند،«اورمیه» با انتشار یک نشریه،سرآغاز بسیاری از «اولین‌های» مطبوعات در ایران و حتی جهان گردید. تنوع فرهنگی،قومی،زبانی،دینی و مذهبی این شهر همواره خاستگاه بروز بسیاری از پیامدهای فرهنگی در ایران بوده و حتی تاثیرگذاری این شهر تاریخی و ایرانی بر سایر نقاط جهان در عرصه مطبوعات نیز مبرهن گردیده است.

اسناد و منابع تاریخی نشان می‌دهند طی دو قرن گذشته 64 نشریه از این شهرستان چاپ و منتشر ‌شده‌اند که در مقایسه با سایر شهرهای ایران زمین،رقمی قابل توجه و در خور شان مردم فرهنگی این شهر می‌باشد. پیشینه تاریخی مطبوعات اورمیه و انتشار نشریاتی که مرزهای ایران را درنوردیده و تا اروپا و آمریکا ارسال می‌گردیده،نشانگر غنای فرهنگی شهر تاریخی «اورمیه» می‌باشد.غنایی که فعالیت‌های فرهنگی اقوام مختلف در کنار همدیگر را رقم زده و همزیستی چندهزارساله اقوام گوناگون در منطقه را سبب گردیده است.

«اورمیه» شهری تاریخی،فرهنگی،مذهبی و ایرانی بوده و باتوجه به ویژگی‌های یادشده و منحصر به فرد این شهر، انتخاب در زمره هزار شهر فرهنگی جهان،اقدامی شایسته و ضروری بوده است.

 

مآخذ:

1)      سیدعلی کاشفی انصاری،مجله رشد معلم،شماره 162،دی ماه 1380

2)      سید فرید قاسمی،سرگذشت مطبوعات ایران،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،چاپ اول،1380

3)      حمید مولانا، سیر ارتباطات اجتماعی در ایران ،دانشکده ارتباطات اجتماعی ایران ، چاپ اول،1358

4)      همان

5)      هانیبال گورگیز،پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران،سال اول،شماره اول،1376

6)      همان

7)      سید فرید قاسمی،سرگذشت مطبوعات ایران،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،چاپ اول،1380

8)      هما ناطق،کارنامه فرهنگی فرنگی در ایران،انتشارات پژوهان،چاپ اول،1380

9)      همان

10)  مهرداد تبریزی،نشریه نویدآذربایجان،گزارش کاغذ کیلویی چند؟ ،شماره 468،سال سیزدهم،1389

11)  غلامرضا دانش فروز،تذکره شبگرد،انتشارات ادیبان،چاپ اول،1378

12)  گوئل کهن ، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران ،جلد دوم، انتشارات آگاه،چاپ اول،1362

13)  همان

14)  جواد زاهدی،ویژه نامه اولین جشنواره مطبوعات آذربایجان غربی،نگاهی به تاریخچه 156 ساله مطبوعات در آذربایجان غربی،شماره اول،هفتم مرداد 1383

15)  همان

 

منابع :

1)      دانشمندان آذربایجان،چاپ دوم،1378،سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،محمدعلی تربیت

2)      اولین های مطبوعات ایران،چاپ اول،1383،نشر آبی،سیدفرید قاسمی

3)      اسنادی از احزاب سیاسی ایران،چاپ اول،1379،سازمان چاپ و انتشارات

4)      دانشنامه مطبوعات ایران،چاپ اول،1375،انتشارات مهد آزادی،سعید جلیلی

5)      پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران،شماره اول،سال اول،1376

6)      سرگذشت مطبوعات ایران،چاپ اول،1380،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،سید فرید قاسمی

7)      راهنمای مطبوعات ایران 1357ـ1371،چاپ اول،1372،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،سیدفرید قاسمی

8)     

 

بازدید 3104 بار

نظر دادن

آرشیو

« October 2017 »
Mon Tue Wed Thu Fri Sat Sun
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

خروجی سایتهای خبری